|
باز باران مرا به دیار دلتنگی هایم برد.... به یاد تمام نبود نها و نداشته هایم........ ای کاش ابر بودم تا با گریستنم بر سر مردم شهر ... بودنم را باور کنم اما افسوس........ کاش باران بودم تاصورت عاشقی را می پوشاندم.... تا اشک هایش پدیدار نشود... کاش بودم ...کاش بودم..... چقدر باران برای شستن دلتنگی هایمان کافی است.....!!!!!!!!! + نوشته شده در ۱۳۸٧/۱/٢٠ ٩:٠٥ ب.ظ توسط آیدا پيام هاي ديگران ()
|
| ||||||